بازدید سایت

ما 52 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

داستان گیله مرد نوشته بزرگ علوی یکی از جذاب ترین داستانهای ایرانی بود که هنوز هم در کتاب ادبیات فارسی سال دوم دبیرستان موجود می باشد.

قسمتی از متن داستان را در زیر بخوانید:
باران هنگامه کرده بود. باد چنگ می‌انداخت و می‌خواست زمین را از جا بکند. درختان کهن به جان ‏یکدیگر افتاده بودند. از جنگل صدای شیون زنی که زجرمی‌کشید،‌ می‌آمد. غرش باد آوازهای ‏خاموشی را افسار گسیخته کرده بود. رشته‌های باران آسمان تیره را به زمین گل‌آلود می‌دوخت. نهرها ‏طغیان کرده و آبها از هر طرف جاری بود.‏..
دو مامور تفنگ به دست، گیله مرد را به فومن می‌بردند. او پتوی خاکستری رنگی به گردنش پیچیده و ‏بسته‌ای که از پشتش آویزان بود، در دست داشت. بی‌اعتنا به باد و بوران و مامور و جنگل و درختان ‏تهدید کننده و تفنگ و مرگ، پاهای لختش را به آب می‌زد و قدمهای آهسته و کوتاه برمی‌داشت. ‏بازوی چپش آویزان بود، گویی سنگینی می‌کرد زیر چشمی به ماموری که کنار او راه می‌رفت و ‏سرنیزه‌ای که به اندازه‌ی یک کف دست از آرنج بازوی راست او فاصله داشت و از آن چکه چکه ‏آب می‌آمد، تماشا میکرد…

این داستان قشنگ را می توانید از لینگ زیر دانلود کنید :

 

چاف نت

 

چاف نت

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد