بازدید سایت

ما 54 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

در منطقه کوهستانی واقع در ارتفاعات کشاکجان شهر سمام شهرستان املش بقعه ای تاریخی وجود دارد که به سر تربت مشهور است .

سر تربت محل دفن دو تن از سلاطیت مقتدر کیایی با نام های سلطان محمد و میرزا علی کیا است . علت ساختن بقاع برای این خاندان این بوده که مردم گیلان قداست خاصی برای آل کیا قائل بودند . زیرا آنان نسب خود را از خاندان پیامبر (ص) می دانستند . سر دودمان این سلسله یعنی سید امیر کیا با 11 واسطه پدری به امام سجاد (ع) و در نهایت به امام علی (ع) متصل می شود .

کارکیا میرزا علی ابن محمد بعد از فوت پدرش ، در سالهای 883 – 909 ه.ق حکومت گیلان را در مناطق بیه پیش و بیه پس برعهده گرفت . واژه کارکیا عنوانی بود که در زمان حکومت کیاییان به اول نام پادشاهان اضافه می گردید و به معنای جناب و یا عالیجناب بود .  

میرزا علی بعد از رسیدن به حکومت اقدامات سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی فراوانی را انجام داد . بعنوان مثال یکی از اقدامات اجتماعی او در دوران حکومتش این بود که وی اجازه داد تا زنانیکه وارث ذکور نداشتند صاحب ارث شده و تصاحب ارثیه آنها بوسیله خزانه شاهی لغو گردید .

میرزا علی در دوران صفویه در به حکومت رسیدن شاه اسماعیل نقش فراوانی داشت . شاه اسماعیل صفوی زمانیکه هشت سال داشت آموزه های شیعی را بواسطه میرزا علی ، در لاهیجان و توسط شمس الدین لاهیجی فرا گرفت .

زمانیکه شاه اسماعیل به سلطنت رسید ، به پاس خدمات کیاییان ، درحالیکه می کوشید تمام ایران را یکپارچه کند تا زنده بود معترض حکومت کیاییان در لاهیجان نشد و همواره حکومت آنها را به رسمیت می شناخت .

نام میرزا علی کیا نه تنها در حافظه دینی مردم املش و گیلان ، بلکه در اذهان تاریخی کل مردم ایران نقش بسته است . چرا که او توانست با استفاده از باورهای شیعی خود چنان تأثیری در شاه اسماعیل صفوی بگذارد که او با عدول از باورهای صوفیانه که آمیخته به آیین سنی بود ، به باورهای شیعی گرایش پیدا کند .

 

زیارتنامه

 

اَلسَلامُ عَلَیکُم اَیُهَا السّادَةُ الاَزکِیاءُ، اَلطّاهِرونَ الاَولِیاءُ وَالدُّعاةُ الاَحفِیاءُ؛ اَشهَدُ اَنَّکُم قُلتُم حقَّا، وَنَطَقتُم حَقّاً وَصِدقاً وَدعَوتُم اِلی مَولایَ وَمَولاکُم، عَلانِیَةً وَسِرَّا، فازَ مُتَّبِعُکُم، وَنَجا مُصَدِّقُکُم، وَخَابَ وَخَسِرَ مُکَذِّبُکُم، وَالمُتَخَلِفُ عَنکُم، اَشَهدوا لی بِهذِهِ الشَّهادَةِ، لِاَکونَ مَنَ الفائِزینَ بِمعرِفَتِکُم وَطاعَتِکُم، وَتَصدیقِکُم وَاتَباعِکُم، وَالسَّلامُ عَلَیکُم یا سادَتی وَاَبناءَ ساداتی، اَنتُم بابُ اللهِ المُؤتی مِنهُ، وَالمَأخوذُ عَنهُ، اَتَیتُکُم زائراً، وَحاجاتی لَکُم مُستَودِعَةً، وَها اَنَا ذا اُستَودِعُکُم دینی وَاَمانَتی، وَخَواتیم عَمَلی، وَجَوامِعَ اَمَلی اِلی مُنتَهی اَجَلی، وَالسَّلامُ عَلَیکُم وَرَحمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُه.

***

سلام بر شما ای بزرگان پاک و مطهر و اولیاء الهی و ای دعوت کنندگانی که نهایت اکرام و الطاف و عنایات را روا داشتید، شهادت می دهم که شما به حق سخن گفته اید و راستگو بوده اید و به حق و راستی نطق نمودید و به سوی مولایم و مولایتان آشکارا و نهان دعوت کرده اید، رستگار و پیروز گشت کسی که شما را پیروی کرد و نجات یافت هر کسی که شما را تأیید کرد، ناامید و زیان دید آن که شما را دروغگو دانست. و آن که از شما روی گردانید، شاهد گواهی من باشید تا این که از رستگاران باشم به واسطه شناخت و اطاعت و تصدیق شما و تبعیت از شما. سلام بر شما ای سروران من و فرزندان سروران من، شما درهای الهی هستید که مردم از آن درها وارد می شوند و از میان آن درها به سوی خدا می روند و شما درهایی هستید که از آن درها دینمان و احکام الهی را می گیریم. به زیارت شما آمده ام و حاجت ها و خواسته هایم را نزدتان به ودیعت نهاده ام، من اینک دین و امانتم را و عاقبت کارهایم را و تمامی آرزوهایم را تا پایان حیاتم و هنگام مرگم در نزد شما به ودیعت می نهم و سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما باد.

چاف نت

 

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد