بازدید سایت

ما 39 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

تذکره الاولیا کتابی‌ است به نثر ساده و در قسمت‌هایی مسجع از عطار نیشابوری. عطار شرح ۷۲ تن از اولیا، عرفا و مشایخ تصوف را با ذکر مکارم اخلاق، مواعظ و سخنان حکمت آمیزشان در این کتاب به رشته تحریری درآورده‌ است. عطار در تحریر تذکره‌الاولیا از کتاب کشف‌المحجوب (هجویری) از جلابی هجویری و طبقات‌الصوفیه از عبدالرحمن سلمی بهره جسته‌ است. این کتاب در سال‌های آخر سده ششم تألیف شده‌است و نویسنده در آن از کسانی چون امام صادق(ع)، اویس قرنی، ابراهیم ادهم، رابعه عدویه، ابوحنیفه، امام شافعی، احمد حنبل و محمد باقر یاد کرده‌ است.

بعدها ذکر ۲۵ تن دیگر به این کتاب اضافه شد، اما در اینکه آیا این بخش از عطار است یا خیر، تردید وجود دارد. تذکرة‌الاولیا با ذکری از امام جعفر صادق(ع) شروع می‌شود. عطار در این بخش از امام(ع) با عنوان «سلطان ملت مصطفوی» و «قدوه جمله مشایخ» یاد می‌کند:

«آن سلطان ملت مصطفوی، آن برهان حجت نبوی، آن عامل صدیق، آن عالم تحقیق، آن میوه دل اولیا، آن جگرگوشه انبیا، آن ناقد علی، آن وارث نبی، آن عارف عاشق: جعفرالصادق رضی الله عنه.

گفته بودیم که اگر ذکر انبیا و صحابه و اهل بیت(ع) کنیم کتابی جداگانه باید ساخت این کتاب شرح اولیاست که پس از ایشان بوده اند اما به سبب تبرک به صادق ابتدا کنیم که او نیز بعد از ایشان بوده است. و چون از اهل بیت بود و سخن طریقت او بیشتر گفته است و روایت از وی بیشتر آمده است کلمه ای چند از آن او بیاوریم که ایشان همه یکی‌اند. چون ذکر او کرده شود از آن همه بود. نه بینی که قومی که مذهب او دارند، مذهب دوازده امام دارند. یعنی یکی دوازده است و دوازده یکی.

اگر تنها صفت او گویم، به زبان و عبارت من راست نیاید که در جمله علوم و اشارات و عبارات بی تکلف به کمال بود، و قدوه جمله مشایخ بود، و اعتماد همه بر وی بود، و مقتدای مطلق بود. هم الهیآن را شیخ بود، و هم محمدیان را امام، و هم اهل ذوق را پیشرو، و هم اهل عشق را پیشوا. هم عباد را مقدم، هم زهاد را مکرم. هم صاحب تصنیف حقایق، هم در لطایف تفسیر و اسرار تنزیل بی نظیر بود... .

عطار در ادامه به نقل سخنانی منتسب به امام صادق(ع) و حکایاتی درباره سیره ایشان می‌پردازد. از جمله اینکه:

«نقل است که صادق از ابو حنینفه پرسید که: عاقل کیست؟

گفت: آنکه تمییز کند میان خیر و شر.

صادق گفت: بهایم نیز تمییز توانند کرد، میان آنکه او را بزنند و آنکه او را علف دهند.

ابوحنیفه گفت: نزدیک تو عاقل کیست.

گفت: آنکه تمییز کند میان دو خیر و شر تا از دو خیر خیر الخیرین اختیار کند و از دو شر خیر الشرین برگزیند.

نقل است که همیانی زر از یکی برده بودند. آنکس در صادق آویخت که: تو بردی. و او را نشناخت.

صادق گفت: چند بود.

گفت: هزار دینار.

او را به خانه برد و هزار دینار به وی داد. پس از آن، آن مرد زر خود بازیافت. زر صادق باز برد و گفت: غلط کرده بودم.

صادق گفت: ماهرچه دادیم باز نگیریم.

بعد از آن مرد از یکی پرسید: که او کیست؟

گفتند: جعفر صادق».

این کتاب ارزشمند اولین‌بار توسط رنالد نیکلسن تصحیح و در سال‌های ۱۹۰۵ تا ۱۹۰۷ منتشر شد. بعد از آن نیز تصحیح و شروح دیگری از این کتاب منتشر شده است که از جمله این موارد می‌توان به تصحیح محمد استعلامی اشاره کرد. محمدرضا شفیعی کدکنی نیز تصحیحی از این اثر در دست انجام دارد که هنوز به اتمام نرسیده است.

 

چاف نت

 

 

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد