بازدید سایت

ما 58 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

مردم چاف قبل از کشت برنج و حتی پرورش کرم ابریشم ، در روزگاران نسبتا" دور گیاهی به اسم کنف می کاشتند. از آنجائیکه نیروهای قزاق زیادی در مناطق چاف سکنی داشتند از این رو بیشتر آنها مشتری کنف این منطقه بودند

. مردمان چافی برای تجارت کنف با قزاق ها و با پای پیاده تا انزلی و رشت نیز می رفتند . برای اینکه مرکز بازار و انبار قزاق ها در آنجا قرار داشت .مردم چاف و روستا های اطراف ،  مایحتاج  خود مثل آرد، نفت ، قند و شکر را از انزلی و رشت می خریدند .

کنف از عمده محصولات  کشاورزی چاف قبل از کشت برنج و پرورش کرم ابریشم ( نوغان ) بوده است که حتی می گویند  محصول به دست آمده ، از راه کیاشهر و بعد انزلی به کشورهای اروپایی نیز صادر می شد.  مصرف کنف در منطقه چاف بیشتر برای تهیه انواع طناب که در گویش چافی به آن لافند گفته می شد ، بوده است .

مردم چاف در آن روزگاران ، پس از شخم زمین به وسیله ورزا و گاجمه در ماه اردیبهشت دانه کنف را در زمین می پاشیدند.

دانه ها معمولاً تا 3 متر رشد می کردند . پس از گُل کردن و دانه دادن ، در ماههای مهر و آبان بوته ها ی کنف را با داس و یا ساطور از ته می بریدند و به صورت پشته هایی که قابل حمل باشد سر و ته آن را می بستند و پشته ها را در مرداب های نزدیک باغ که به آن " سَل " می گفتند و یا در چاه هایی ( کنف چاه ) که به همین منظور حفر می کردند ، به مدت 2تا 3 ماه  زیر آب می خواباندند تا الیاف موجود در پوست آن شل شده و به آسانی از ساقه جدا شود .

در اواخر پاییز و اوایل زمستان به صورت دسته جمعی کنف کشی  می کردند . یعنی پوست یا الیاف را از ساقه جدا می کردند و ساقه های بدون پوست ( اشکل ) را به مصارف حصار حیاط خانه یا دیواره تلنبار و غیره و یا به جای نفت برای آتش زدن هیزم اجاق ها استفاده می کردند .

معمولا کنف های کوچکتر و نارس را با ریشه از زمین می کندند و آنها را بدون خیساندن در آب ، پوست آن را جدا می کردند. الیاف پوست را پس از خشک شدن در آفتاب جهت تهیه نخ حصیر بافی ( به گویش چافی حصیر لو ) استفاده می کردند.

نوع مخصوصی از کنف نیز در چاف و دیگر روستا های تحت تصرف چاف به مقدار کم کاشته می شد که از الیاف لطیف و بلند آن جهت تهیه نخ بافت دام های صیادی پرندگان و ماهی گیری استفاده می شد.

گیاه شیرکنف با گیاه کنف، تفاوت اساسی داشت. قد آن بلند تر و ساقه آن ار ساقه گیاه کنف باریک تر بود. دانه شیر کنف شبیه دانه هل بود در حالی که دانه کنف تقریبا شبیه دانه عدس است.

زنان زحمتکش چافی در آن ایام الیاف شیر کنف را پس از تبدیل به نخ ، به صورت کلاف های مخصوصی ‌در آورده و به ازای کیلویی 2 تا 5 ریال  به کاسب های دوره گرد می فروختند .

تهیه شیرکنف کار بسیار سختی بود . ابتدا پوست آن را کنده و به دور انگشتان دست می پیچیدند . وقتی پنج انگشت پر می شد ، به صورت واحدهای انگشتی جدا می کردند . انگشتی ها را در آفتاب خشک کرده و با دوک دستی به نخ های باریک تبدیل می کردند ( و یا به عبارتی می رشتند ) . سپس با دوک دیگری که بزرگتر بود ، نخ های رشته شده را دوباره می رشتند . آنگاه نخ های تابیده را  به صورت کلاف در آورده و در آب گرم می پختند تا پوسته ها و الیاف نرم شوند . بعد کلاف های پخته را روی کنده ای گذاشته و در حالی که آب سرد رویش می ریختند، با چوب سختی ( کلا کوت ) می کوبیدند. این کار باعث می شد تا الیاف تمیز به دست آید و پوسته ها زائد با آب شسته شود. در نتیجه الیاف لطیف و سفید کلاف پیچ شده به دست می آمد تا بفروشند.

اگر امروزی ها این نوشته را بخوانند تعجب خواهند کرد .چرا که گذر عمر همه آداب و رسوم و روش های زندگی ما را تغییر داده است . حتی نسل ما آدم ها ر ا. زندگی می کنیم بدون اینکه ورقی بر صفحات ذهن بزنیم که اسلاف و گذشتگان  ما  در چاف قدیم چگونه زندگی کرده اند .

 

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد