بازدید سایت

ما 269 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

 منطقه چاف از جمله مناطق مختلف در استان گیلان است که برنج در آن به وفور کشت می شود . برنج   از وعده های مهم غذایی بین مردمان چافی است . نحوه پخت برنج نیز بین مردم چاف همانند هر دیاری دیگری در گیلان سبز ، جالب و به نوعی منحصر به فرد است .

 

چاف

در گذشته مردان چافی به همسران خود پلاپوچ ( در گویش چافی یعنی : کسی که پلو می پزد ) می گفتند .  زنان پلاپوچ قبل از طبخ برنج کارهای زیادی را در این رابطه انجام می دادند .

آنها ابتدا برنج را داخل طبق دایره ای که از جنس چوب بود و به آن چوباره می گفتند ، می ریختند . این کار بیشتر برای جدا کردن جو از برنج بود و به آن دوجئن می گفتند . کار برنج دوجئن بسیار وقتگیر بود و چشمان تیزبینی می خواست . بعد از دوجئن برنج را باد می دادند . به این عمل نیز هواتَن و یا هواچِن می گفتند . برنج تازه گرد و خاک نداشت و خوش پخت هم نبود . اما برنج کهنه را باد می دادند تا خاکش در رفته و دانه های ریز آن جدا شود . دانه های ریز برنج نیز خوراک کرک و سیکا ( مرغ و خروس و اردک ها ) می شد .

چاف

در گذشته مردم چاف سه وعده غذایی : صبحانه ، نهار و شام را برنج و آن هم بصورت کته می خوردند و خبری از پلوهای رنگارنگ امروزی نبود . آنها فقط و فقط می توانستند در عزاداری ها و یا عروسی ها برنج را بصورت آبکش میل نمایند. چافی ها به پلو آبکش ، آوکَش پَلا می گویند .

برنج را در دیگ و یا قابلمه ای مناسب ریخته و چند بار با آب می شویند و خالی می کنند . پس از شستن ، نمک و آب کافی به آن اضافه می نمایند . در آخر ، آن را بر روی اجاق می گذارند . پلو می جوشد و مقداری آب از روی دیگ و یا قابلمه سر ریز می شود . چافی ها در این هنگام می گویند که : پلا سر بوما ... یعنی آب برنج سر ریز شده است . به آب برنج نیز پَلا روهِ  ( یعنی آب حلیم ) می گویند . خوردن این آب برای سرماخوردگی و سینه درد بسیار مفید است .

در این زمان که برنج در گیر و دار نرم شدن است ، با دسته قاشق عموما" چوبی ، چند سوراخ عمودی می کنند و در دیگ را برمی دارند و یا نیمه بسته می گذارند تا بخار آب خارج شود و چند دانه برنج نیم پَز را با انگشتان دست فشار می دهند و بر اساس آن شعله را کم و یا زیاد می کنند تا خدای نکرده پلو بصورت خمیر و یا شفته سر سفره نیاید . چرا که در غیر این صورت مردان خانه ( که معمولا در بیرون از خانه مشغول کار هستند ) غُر نزنند و بگویند : پَلا شل ببو ، بزنی دیوارهَ دچکه = پلو شل شده و بزنی به دیوار می چسبه ...

اصطلاحات دیگری نیز در این خصوص به کار می برند . از قبیل :

لاسو بَبو = خمیر شد ( لاسو : نوعی نان خمیری )

خَمس ببو = وارفته شد

انار پوته ببو = نوعی دوشاب انگور شده

کدو حلوا ببو = حلوای کدو شده

آش ببو = مثل آش شده

ضرب المثل ( شَل پلا بخوردی مگه ؟ ) بین مردم چاف بسیار رایج بوده و معنی آن این است که : پلوی شفته و یا خمیر خوردی مگه ؟ این ضرب المثل زمانی به کار می رود که طرف مقابل سست و وارفته باشد .

اما گاهی همین پلو بصورت خشک درآمده و ته دیگ می گیرد . گاهی اوقات ته دیگ می سوزد که به آن پلا سوخته ( پلوی سوخته ) می گویند .

قدیمی های چافی بر این باور بودند که اگر جوانی زیاد پلا سوخته ( ته دیگ ) بخورد ، در عروسی اش باران می بارد.

زنان پلا پوچ از بخار دیگ و عطر پلو به درستی کارشان پی می برند و تازه کاران نیز کمی آب دهان به بدنه دیگ و یا قابلمه می زنند و از جلز و ولز آن می فهمند پلو دم کشیده است . و یا به گویش چافی : پَلا دم بوما = پلو دم کشیده .

اگر پلو به بدنه دیگ و یا قابلمه بچسبد می گویند : گرم کترهَ بَبو = گرم کفگیر شده . یعنی اینکه پلو با عجله و شتابزده درست شده است .

قدیمی های چافی پلوی اضافه که از شام باقی مانده بود را به هنگام صبح به همراه پنیر ، انار پوته ( دوشاب انگور ) ، قند ، عسل و ... ) می خوردند. به این پلو سردهَ پَلا ( پلوی سرد ) می گفتند .

چاف

به پلوی سرد و کباب ، پَلا کباب می گفتند . پَلا کباب هنوز هم برای اسیران شکم و کسانیکه دستشان به دهنشان می رسد هوس انگیز بوده و همچون کله پزی و سیراب شیردانی دیگر شهرها در خطه چاف و نواحی اطراف آن به شکم بارگان صبح خیز عرضه می گردد .

برخی نیز در تابه روغن می ریختند و پلوی سرد را در آن سرخ می کردند و با تخم مرغ نیم رو ، باقلای خشک خیس شده ، خاویار و ماهی شور سرو می نمودند .

شهرهای دیگر همیشه واژه ( چند سر نانخور ) را برای تعداد افراد خانواده به کار می بردند اما چافی ها همیشه از عبارت ( چند سر پلاخور  ) استفاده می کردند .

بانوان چافی از برنج استفاده های دیگری نیز می کردند : انواع نان از قبیل : لاسو نوُن با رنج درست می کردند . با برنج ( وابیشته برنج ) درست می کردند . با برنج ( شیر پلا ) درست می کردند و ...

 تهیه و گردآوری : ه-الف چافی

چاف نت

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد